تبليغاتX
کلوپاترا - نقد فرمالیستی شعر شاهزاده
  شعری از مانا آقای
 شاهزاده
من نه عاشقى دارم
که از آن سوى آب ها
به دیدنم بیاید
نه شاهزاده ای هستم
نه دل به امواج می بندم
نه به قلعه های ماسه ای ساحل
من شاعر بی دست و پایم
در اقیانوس کلمات
غواص ساده لوحى
ساکن کتابخانه ای تاریک
زنی در جستوجوی معنا

اندیشه محوری شعر شاهزاده در واقع در دو بند شعر تبارز یافته است و شعر هم از دو بند تشکیل شده است و سه سطر دیگر شعر در وسط این دو بند به نوعی رابطه شده بین دو بند اساسی شعر و از سوی دیگر تاکید شاعر را می رساند برای بیان اندیشه محوری شعر در بند فرجامین شعر.

 اندیشه محوري شعر می تواند زندگی وزن باشد، زنی که دیگر وابسته به زندگی مردسالار و معنا و مفاهیم مردانه از زندگی نیست.

 واژه های شاهزاده، عاشق و زن، در دید سنتی باهم تناسب دارند اما در این شعر با آنکه شاعر به طور محسوس این واژه ها را در تباین قرار نداده بازهم می توان این واژه ها را با تقابل به هم در نظر گرفت:
من نه عاشقی دارم
که از آن سوی آب ها
به دیدنم بیاید

 عنوان شعر که شاهزاده است، مرد است و عاشق هم مرد است، معشوقه که در این بند مخفی است، زن است و خود شاعر است مگر شاعر دیگر نه معشوقه است و نه عاشقی دارد و نه هم چشم به راه شاهزاده ای است.

 شاعر از این مرزبندی ها می گذرد بی آنکه در گرو این ارزش های ذهنیت شده باشد، دیگر برای خود است و زندگی اش با خودش تفهیم می شود یعنی یک زن انسان است که می تواند معنای تازه ای برای زندگی و برای خود جست و جو کند.

 بند دوم شعر هم مانند بند نخست با«من» آغاز می شود:
من شاعر بی دست و پایم
در اقیانوس کلمات
غواص ساده لوحی
ساکن کتاب خانه ی تاریک
زنی در جست و جو معنا

در این بند است که شاعر اندیشه محوری شعر را برجسته می کند، آنهم در ترکیب های: اقیانوس کلمات، ساکن کتاب خانه ی تاریک و زنی در جست و جو معنا.

 در این بند ترکیب های شاعر بی دست و پا با اقیانوس کلمات در تناقض می نماید، و همین طور، غواص ساده لوح با زنی در جست و جو معنا انگار متباین اند، اما با دقت می توان دریافت که این ترکیب ها نه تنها که در تباین نیست حتا همین ترکیب ها رابطه عمیق معنایی را در این بند شعر، ایجاد کرده است.
زیرا: بی دست وپایی و غواص ساده لوحی ایجاد معنایی می کند با اقیانوس کلمات یعنی بی کرانگی.

 ساکن کتاب خانه ی تاریک گره معنایی می آفریند با جست و جو معنا، معنا را نه در روشنایی در تاریکی باید جست.

 در فرم شعر، ترکیب های حس آمیزی شده ای: از آن سوی آب ها، اقیانوس کلمات، قلعه های ماسه ای ساحل، ساکن کتاب خانه ی تاریک، غواص ساده لوحی و زنی در جست و جو معنا، سبب ایجاد هرچه بیشتر ادبیت فضا در شعر شده است و از سوی دیگر تناسب معنایی را هم در محور اندیشه درونی شعر ایجاد کرده است.

 و راستش با خواندن این شعر، شعر «روی خاک» فرزانه فروغ فرخزاد به یادم آمد انگار رابطه ای میان این دو شعر هست.

+ نوشته شده در 87/05/28ساعت 5:51 بعد از ظهر توسط يسنا |